پیران پارسا
بر سر خوشان عشق درود و سلام ما
یادش به خیر صوفی صافی مرام ما
باز نظر چو بر رخ او دیده ور شود
از اوج آسمان بنشیند به کام ما
بر هر کرانه چون نگرم در وطن نماند
پیران پارسا که دهند این پیام ما:
یارب تو گوش گیر و بدان مجلسم کشان
کانجا ز مهر باده بریزند جام ما
مکر و فسون مدم که برازنده تو نیست
جایی که هست مرشد عالی مقام ما
از قیل و قال مدرسه و پند بی عمل
پر شد دو گوش و هیچ نیاید کلام ما
بستیم زیرکانه به فصل گلاب و گل
با ده زبان چو سوسن آزرده کام ما
آکنده شد جهان ز منیت ،عجب مدار
باز آی پیر ما تو ببر ننگ نام ما
آنجا که خواجه قامت سروش علم کند
کاید به جلوه سرو صنوبر خرام ما